شمس الدين محمد بن محمود آملي

142

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

و اگر سموم به دو رسد بايد كه بر اطراف او آب سرد بتدريج بريزد و زمانى در آن آب بگذارند و روى او را به آب سرد به‌شويند و بعد از آن با جائى سرد نقل كنند و بر سر آن روغن‌هاى سرد همچو روغن بنفشه و كدو و عصارات بارده همچو عصارهء بقلة الحمقاء و حى العالم بنهد و بقول بارده همچو خس و مانند آن بدهند تا بخورد . و اگر آب خواهد نگذارند كه سير بياشامد چه در حال هلاك شود بلكه بمضمضه اكتفا كند و اگر ناچار بود بروغن گل ممزوج كند تا اندك اندك بياشامد و اگر در سرماى قوى سفر كند بايد كه سد مسام كند و دهن و بينيرا از دخول هواى سرد و ناكاه نگاهدارد و بايد كه چون فرود آيد زود در جاى گرم نرود و نزديك آتش ننشيند و مثل سير و جوز و خردل و حلتيت در غذا به كار دارد و موزه تنك نپوشد چه پاى در آن جا گرم نشود . و اگر سرما برسد اول پاى خود را در كاغذ پيچد و بعد از آن موى بر اسب يا غير آن و اگر سرما رسيده باشد در آب شلجم يا آبى كه انجير يا كبريت يا برنج جوشانيده باشند نهند . و بعضى گفتند در آب سرد نهند چنان كه ميوه سرما رسيده را در آبسرد نهند و در تدبير آبهاى مختلف اهمال نكند چه ضرر آن بيشتر از ضرر اغذيه مختلفه باشد پس اگر تواند آب از مقام خود بردارد چندانكه او را در رفتن و باز آمدن كفايت كند و اگر نتواند از مقام آب بردارد تا به منزل اول و به آب آنجا خلط كند و آب آن منزلرا به منزل ديگر برساند و به آن خلط كند و همچنين چندانكه رود اگر از مقام خود گل بر دارد بهر منزل كه رسد قدرى از آنگل در كوزه اندارد و آب را بدانگل بياميزد و تيره كند و بگذارد تا صافى شود و بعد از آن بياشامد نيك باشد و اگر اين معنى ميسر نشود فتيله از صوف بسازد و يكطرف او را در آنيه نهد كه پر آب باشد و طرفى ديگر در آنيه كه تهى بود تا بتقطير آب در آن جا رود و آن را بياشامد .